شعر در مورد دفاع مقدس شعر در مورد دفاع مقدس ، کوتاه برای کودکان و محرم و شهیدان و هفته دفاع مقدس همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد. الهی به آنان که پرپر شدند پر از زخم های مکرر شدند به آنان که چون پرده بالا زدند قدم در حریم تماشا زدند ⇔ ⇔ ⇔⇔ ⇔ ⇔⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ ⇔ شعر در مورد دفاع مقدس موشک کاغذی بلند شد و پدرم را به اشتباه انداخت پدرم داد زد: هواپیما… بمب روی قرارگاه انداخت پدر از روی صندلی افتاد، پا شد و گفت: “یاعلی”… افتاد سقف با بمب اولی افتاد او به بالاسرش نگاه انداخت تانک از روی صندلی رد شد شیشهی عینکم ترک برداشت یک نفر اسلحه به دستم داد طرفم چفیه و کلاه انداخت خاکریز از اتاق خواب گذشت و من و او سینهخیز میرفتیم او به جز عکس خانوادگیاش هرچه برداشت بین راه انداخت… به خودم تا که آمدم دیدم پدرم روی دستهایم بود یک نفر دوربین به دست آمد آخرین عکس را سیاه انداخت موشک آرام روی تخت افتاد زنی از بین چند دست لباس یونیفرم پلنگی او ر...
Comments
Post a Comment